تبليغاتX
{gipsy kings}

{gipsy kings}

لالالالا دیگه بسه گل لاله.:"""":.بهار سرخ امسال مثل هر ساله

تولد تولد تولدت مبارک .

سلام بروبچ

خوبین؟؟؟؟/

می خوام یه خبر خوب بهتون بدم

بخاطر اینکه امروز تولد یکسالگی وبلاگمه کلی خوشحالم

maacheتولدت مبارک !!!

تنها جایی که توش حرفامو می زنم

هم دمم

تنها جایی که هر چی که دوس دارم توش می نویسم

هر چی بخوام بش می گم

هیچ وقت هم ناراحت نمی شه

دوسش دارم

کلی خوشحالم استاد نیومد من هم دارم از توی دانشگاه آپ می کنم اینقدر حال میده .شما هم یه بار امتحان کنید.!    

یکی به من تبریک بگه کادو بیاره .آرش ِپوریاِ ـ (4 N )کجاید ????

دوستای قدیمی بی معرفت نشید نبینید وبلاگمو بروبچ بلگفا هوسله ندارم اسم ببرم خودتون میدونید با شما هستم

دوستون دارم

تا آپ بعدی

بای

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 8:50  توسط پوریاوآرش  | 

One Last Good Bye

نمیدونم از کجا شروع کنم

چرا؟؟؟؟

چرا باید این طوری شه؟؟؟

آخه واسه چی

(بعضی از آدمها بدنیا میان تا بیمرن!!!)

آخه چرااااااا؟؟؟؟

چی می خواین بگین ،چی رو می خواین ثابت کنین !!؟؟

بچه ها به یک نتیجه ای رسیدم !!!!

می خوام متن نوشته هامو عوض کنم دیگه خسته شدم دیگه نمی کشم می خوام دیگه از این موارد بیام بیرون .

{خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است ***  کارم از گریه گذشته است به دان میخندم}

دیگه دوست  ندارم به زور بخندم دیگه مجبور نیستم دیگه می خوام خودم باشم

راحت ترین کار اینه که خودت باشی ولی سخت تر از این اینه که اونی باشی که مردم میخوان

ولی من دیگه نمی خوام

چه کسی به آینده امید داره ؛چه کسی به عشق امید داره ؛ الان می فهمن که همش پوچه؟

عشق؛ تنها حرف پوچی که به انسان امید میده .

آره راست میگفتی بهش رسیدم !!!!

آرش خیلی خوشحالم و خیلی دوست دارم همتون رو دوست دارم

پوریا نمیدونم می خوام چیکار کنم نمی دونم دارم چی میگم

خیلی داغونم تو که میفهمی چی میگم دلم گرفته ؛بغض داره گلومو منفجر میکنه ؛ دلم داره میترکه

نمیدونم چرا دارم می نویسم ولی فکر می کردم با این کار می تونم خودمو راحت کنم ولی کسی که اینقدر ....

از این حرفا به رده.

میدونم وقتی این متن رو خوندی ناراحت میشی ولی حالا که داری این متن و می خونی دوست ندارم یه فکر دیگه ای بکنی ، دوست دارم به حالم گریی کنه ولی نه بخندی بهتره

 

نیا اینجا پسرک نازنین نیا

دیگر لازم نیست در آن بالا بالا ها پرواز کنی

دیگر با هیچ امیدی به هیچ آسمانی پرواز نکن

چون دیگر بالی برای پرواز نداری

آدم های بی حیا تو را با سنگ میزنند و تو را مسخره میکنند و میکشند

پس دیگر پرواز نکن

و با تمسخر به تو میگویند ...

تو دیگر نمیتوانی پکی به سیگار بزنی

ولی تو نباید بمیری!!!

راستی اسم این بازی چیست؟؟؟

دوستدار شما

پوریا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 1:3  توسط پوریاوآرش  | 

هر روز خوشکل تر از دیروز!!!!

 

سلام

این اولین داستان آرش و (... )است.

 

عشقی که داره منجر به ازدواج میشه البته در 7 سال آینده و ما هم ساق دوش هستیم(من واسپم)

1ساعت در راه بوددیم بخاطر 30 ثانیه که این دو کبوتر عاشق هم دیگر رو ببینن؛ عجیب نیست؟؟

البته تو این عشق این چیزا که هیچی نیست.

 دوتا عاشق شیدا،که کشتن ما رو/.

از آرش بگم بهتره!!!

    هر روز که میبیندش هزار دفعه سوال میکنه که امروز خیلی خوشکل شده بود

ما هم هزار دفعه در روز باید جوابش رو بدیم که بچه نخوره تو حالش میگیم آره به خدا خوشکل شده بود ولی باز هم میپرسه؟؟؟

(البته بر منکرش لعنت؛ چشمش نکیم عروس آینده ی ما رو).خدایش یه عروس خوب؛خوشکل؛ ماه ودرجه یک داریم.

هر وقت هم که میریم خونه آرش اینا همش داره همون آهنگی که خودش میدونه گوش میده .

ای خدااااااااااااااااااااااااااااااا این آهنگو عوضش کن!!!!

 ما هر حرفی که می خوایم بزنیم در مورد ... چشماش می خواد از حدقه بزنه بیرون که مواظب خودتون باشین، هیچ کس حق نظر دادن نداره مخصوصاً تو این مورد.چند بار هم نزیک بود منجر به درگیری شدید بشه .

  . z.z این آرش دیگه بچم آخر عمری زده تو خط

البته ناگفته نمونه که ما هم خیلی خیلی خیلی دوسشون داریم و امید واریم به پای هم پیرش .

بعداً هم بچه هاشون بیان بگن عمو عمو بدو بدو بازی کنن دنبال هم بزارن وخلاصه یک خانواده ی شلوغ وخوب.

(آرش میشه بابا ، ... میشه مامانی خوب).

مثل این دو تا نیست اصلاً

تا داستان بعد ..... .

--------------------------

مثل تو پیدا نمیشه تو رو می خوام همیشه

بیا تا با هم باشیم یک شب هزار شب نمیشه

دیگه تاقت ندارم یه لحظه راحت ندارم

تو بگو که جون می خوای والا شکایت ندارمممم

خواننده:آرش

-------------------------------------------------- -

از ... عزیز و از آرش جون معذرت خواهی میکنم ولی شرمنده باید تا آخرش بنویسم

چون بعد از 7 سال یک خاطره خوب میشه

به امید دیدار دوباره و ادامه داستان بعدی... .

(سارا جون وبلاگت خیلی قشنگه امید وارم موفق بشی قالبت هم آمده است بگو تا بهت بدم دختر عمه جون)

دوستدار شما

پوریا

بابای

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 15:48  توسط پوریاوآرش  | 

دنیای آرش

سلام به همه دوستای گل خودم

دلم برای همتون داشت میترکیید

بچه ها شرمنده که خیلی وقت بود آپ نکرده بودم آخه از اون وقتی که برای sp@m آپ کردم دیگه هیچ حرفی برای گفتن نداشتم به جون خودم راست میگم.

الان هم که بعد از این همه مدت اومدم یه کمی سرما خوردم آخه این یعنی چی ؟؟؟

دیگه چه خبرا؟؟؟

اتفاق جدیدی که تو بلاگفا نیفتاده که؟؟؟

آرش هم که داره با دنیای کوچیک خوب و شیرین خودش در کنار ...(نمیگم اسمشو) حال میکنه بچم.

راحت باش بابا جون /.

می خوام از پست بعدی در مورد دنیای آرش بنویسم؟

راستی داشت یادم می رفت؟؟

سارا جون میگم اگه دوست داری یه وب بساز که دیگه تو نظر دادن اسم وب منو ننویسی اگه این کارو بکنی خیلی خوب میشه خدایش مگم بعد اون موقع بگو تا لینکت کنم باشه

(البته این سارا جون یکی از بچه های آشنای این وبلاگه دیگه....  ).

میخوام یه سوال از کسایی که نظر میدن بپرسم؟

که باید حتماْ جواب این سول رو درست بگن لطفاْ؟

فقط دوست ندارم به دوطرف بی احترامی بشه.

سوال(درصد هوش پسرها بالا تره یا دختر ها)؟چرا؟.

سوال۲-(نظر خودتون رو هم راجع به پسرها و دختر ها در ۲سطر شرح بدین)؟

تا آپ بعدی در مورد آرش!!!

بای بای

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 14:9  توسط پوریاوآرش  | 

شاید چشم زدن!!!!

سلام زیبا

چطوری ؟؟؟

آره با تو هستم چرا شک میکنی با تو ای عاشق خسته ؛ مسافر تنها که میدونم زیاد نمیتونی بمونی وداری به راحت ادامه میدی جلوتو نمی گیرم فقط قبل از رفتنت دوست دارم این پست رو بخون باشه گلم .اول اومدم بگم که سیستمم درست شد و من برگشتم پیش شما

جالبه!!!!!

(امروز ظهر ) داشتم با ماشین میرفتم بیرون خیلی شیک وآنکارد کرده نشستم پشت ماشین و کمربند ایمنی رو بستم وحرکت کردم همین طور که داشتم حرکت می کردم و آهنگ سیاوش شمس؛ منصور وچیپسی گوش می کردم .

 

دیدم یه (بنده خدایی ایساده و منتظر تاکسی بود آخه تو اون ساعت هیچکسی تو خیابون نبود) تو آفتاب وایساده بود دلم براش سوخت گفتم برم یا که نرم  بزار تا یه جایی ببرمش اون هم تا من و دید دیگه از خدا هیچی نمی خواست پیش خودش گفت چی از این بهتر یه نفر خوش تیپ با ماشین شیک چرا که نرم سوار شد و من هم رسوندمش در خونشون خیلی خوشحال شد وتشکر کرد و رفت .

 

همین که اومدم دور بزنم یه دفعه یه پیکان مدل 2010 آخرین سیستم زحمت کشیدن و با سرعت زدن به ماشین ما نظر من اینه میگم نه دیده بود ماشین پارک کرده فکر کرد خرابه پیش خودش گفت بزار یه کمکی کرده باشم دیگه از ماشین پیاده نشد با ماشین حل داد

(آره دیگه نمیدونم اسم این رو چی بزارم)

 

عاشق واقعی                                                                                        the real lover    

کسی است که پس از مرگش                                 is the one who oftern is death                     

روی سنگ گورش خواهند نوشت              they will write on his grave-death                 

در این مکان مقدس                in the holy  place                                                              

انسانی خفته است                                                                   a man has slept                                                                                  

که به معنای واقعی کلمه زندگی کرده است              in the very exact meaning of it                                                                                                    

همیشه عاشق باشید.

  Always be in love .                                                             

 

دوستدار همیشگی شما

کولی صد ساله

 

پوریا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 1:18  توسط پوریاوآرش  | 

ها؟

سلام

من آرشم

آقا پوریا به علت اینکه سیستمشون به F رفته بودن از من خواست که تو وبلاگشون آپ کنم

یکی نیست به این بگه بابا من خودم Left The Weblog دادم اونوقت می گه برو جام آپ کن!!! خنده دار نیست آخه؟؟؟

سبکه نوشتاری من به پوریا نمی خوره واسه همین یه Lyrics از گروه Children Of Bodom  براتون می زارم هالشو ببرین

 

Trashed, Lost & Strungout

Once a day falling on the trail walking blind trade nothing descretion in low,
It's hard to wait taking yourself in honor I should know how low I can go

Before I go high I get very down, and I'll be going after it again and again

You know I cant go the other way without being trashed, lost, and strungout,
When together try something drug and you question me what's to coming out

Before I go high I get very down, and I'll be going after it again and again

Maybe I Should'a (Could'a) trashed my life for this I turn to you.
But today I'm trashed I know I'll be harassed so tell me what the fuck to do

I need to get it to the point where I cannot do nothing
But trying to beat something outa
You let me drown way deep down below for a sleep that'll surely let go,
Until the end I raise and batter around looking at my own reflection forever
I shall kiss you good bye to kill my soul addiction

Before I go high I hit the ground,
The only way I ever get down,
Then with the next you'll tell me where to go,
And after it I'll want more

I need to get it to the point where I cannot do nothing
But trying to beat something outa
You let me drown way deep down below for a sleep that'll surely let go,
Until the end I raise and batter around looking at my own reflection forever
I shall kiss you good bye to kill my soul addiction....

...............

خوش باشین

a√ash

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 1:52  توسط پوریاوآرش  | 

دست سرنوشت

سلام

خوبین رُفقا؟؟؟؟

من آمده ام وای وای من آمده ام............ .

دارم وارد مرحله جدیدی از زندگی می شم که نمیدونم چرا بدبختیام تمومی نداره

نمی دونم کاری که می خوام بکنم آخر و عاقبت داره یا نه؟؟؟؟

یکی از دوستان در پست قبلی نظر جالبی داد جمله یک نویسنده معروف رو گفته که نمی دونم............ .

می خواستم که بگم خیلی دوستون دارم(دوستان عزیزی که نظر میدن وبا من همدردی میکنن, دوستانی که دارن این مطلب رومی خونن) دوستون دارم

                          یکی نمونده از هزار

 

خواب

همه ی ما وارثیم وارث عذاب عشق

سهم اون کس بیشتره که شده خراب عشق

سوختن و فریاد زدن اینه رمز و راز عشق

وقت از خود مردنه لحظه آغاز عشق

واسه این صدای نی موندنی ترین شده

که به لطف زخم عشق حَنجرش خونین شده

سهم من گلوله زخمی منه یه صدا واسه همیشه موندنه

از اون روزا تا امروز یه عمره که می گردم

دنبال کسی که تو اون روزا گم کردم.... .

.................................................................................

تا مطلب بعدی

دوستدار همیشگی شما

پوریا

نمی پذیرم ؛ از تشنه کام مُردن............ .

بابای

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 14:58  توسط پوریاوآرش  | 

Amor mio

سلام

خوبین ؟؟؟؟؟؟؟

چطورین دوستای با مرام خودم

از اینکه دیر آپ کردم منو ببخشید بدبختیام تمومی نداره

عکس های بیمارستان رو از وبلاگ پوریا برین ببینید توضیحات کامل رو خودش به شما میده

راستی متین جون ترجمه شعر no valvere رو خواسته بودن این هم برای متین جون

.............................................. .

 

باز نخواهم گشت                                                                                          no volvere

 

عشق من                                                                                                        amor mio

عشق من لطفاً                                                                                       amor mio por favorمن لحظه ها را خواهم شمردتا او را ببینم                                      yo cuentare a las hora برگرد                                                                                                          que la ya veo    (اما من دیگر ) باز نخواهم گشت , باز نخواهم گشت ..........            no volvere, no volvere  

 نمی خواهم به خاطر بیاورم , نمی خواهم بخاطر بیاورم        no quiere recordar no quiere                      

.............................................. .

من هنوز خواب می بینم که دوره دوره وفاست

که اعتبار عشق بجاست دنیا به کام آدماست

کسی که عشق و غم و فریاد بزنه حقیقت آدمو فریاد میزنه

هنوز تو قصه های من رنگ ریا جا نداره

دروغ نمیگن آدما دشمنی معنا نداره

هنوز تو غصه های من هیچکسی تنها نمیشه

کسی به جرم عاشقی گریه سرو پا نمیشه

.............................................. .

بقیه اش بمنونه برای مطلب بعدی

ارادتنمند شما

Gipsy kings

پوریا

SarO

byeeeeeeeeeeeeeeeeeee

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 17:57  توسط پوریاوآرش  | 

یه اتفاق بد

او او سلام

خوبین روفقا

من یه مدت دیر آپ کردم چون  spam (پوریا ۲)جونم در روی تخت بيمارستان تشریف داشتن من نمیگم چون میخوام برین از خودش بپرسین؟؟؟؟

 ............................    .؟؟؟

خلاصه بچه ها گفتن عکس بزار چون دیدم یه کمی خطرناکه امکان داره که سکته کنین البته دور از جون،

من به خودم اجازه ندادم که این کارو بکنم.

خلاصه اين هم از ما كه گفتيم آرش هم مياد بريم تفريح...................    .

شانس نداريم به خدا؟؟

آقا چقدر خوبه که آدم یک وبلاگ خودمونی داشته باشه که هرکس که دوست داره در مورد هر چیز بیاد و

حرف بزنه من که شخصاْ دوستای پیدا کردم که از همشون کمال تشکر رو دارم و خیلی خیلی دوسشون دارم

و امید وارم که بتونم این محبتشون را یه جوری جبران کنم

مثل هميشه از دوستان گلی که با نظراتشون من حقیرو خوشحال کردن ودلگرمی دادم کمال تشکر را دارم

و از (روژان جون ، مرجان جون ، رزيتا جون ، مائده جون ، ميثم جون ، مژگان جون ، و رزناز جون كه ديگه به ما سر نميزنه و چپ دست كه خيلي بامن لجه نمي دونم چرا )( از پورياي خودم و آرش گلم كه خيلي دوسشون دارم)

اميد وارم هر كجا كه هستين شاد سرافراز و سر بلند و پيروز باشيد

دوست كولي شما

اين دفعه

پوريا

باي

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 14:15  توسط پوریاوآرش  | 

مهمون نا خواسته

سلام چتورید

بچه ها یعد از یه عمر انتظار کشیدن ها آقا آرش تشریف آوردند

تازه نریسیده آپ هم کرده

آخه میدونی چیه داستانش مفصله...............  .

بزارین براتون از اینجا بگم.........   .

(پارسال ۳تا رشتیه داشتن قایم موشک بازی می کردند تا حالا ۲تا شون پیدا نشدن..!؟!؟)

ولی خلاصه خواستم بگم بهترین دوست من اومده که تا همیشه پیشم بمونه

..............................   . 

ولی نه جداْ خوشحالم از ته قلبم

دیگه می خوام بگم به من که نظر ندادین ولی به آرش من یه سری بزنین

 چون اون که احتیاج به معرفی نداره

http://www.fade2black.blogfa.com

از تمام عزیزانی که با نظراتشون من وشرمنده کردن کمال تشکرو دارم ودوستان خوبی مثل(روژان عزیز ؛ سارا جون ؛ روزناز جون که من خیلی ارادتمندم ؛ میثم ؛ مائده جون و اسپم خودم که خیلی دوسش دارم ودوستون دارم و همیشه براتون دعا میکنم)

دوستدار شما

Gipsy kings

S@rO

بای

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 1:20  توسط پوریاوآرش  |