سلام
این اولین داستان آرش و (... )است.
عشقی که داره منجر به ازدواج میشه البته در 7 سال آینده و ما هم ساق دوش هستیم(من واسپم)

1ساعت در راه بوددیم بخاطر 30 ثانیه که این دو کبوتر عاشق هم دیگر رو ببینن؛ عجیب نیست؟؟
البته تو این عشق این چیزا که هیچی نیست.
دوتا عاشق شیدا،که کشتن ما رو/. 
از آرش بگم بهتره!!!
هر روز که میبیندش هزار دفعه سوال میکنه که امروز خیلی خوشکل شده بود 
ما هم هزار دفعه در روز باید جوابش رو بدیم که بچه نخوره تو حالش میگیم آره به خدا خوشکل شده بود ولی باز هم میپرسه؟؟؟
(البته بر منکرش لعنت؛ چشمش نکیم عروس آینده ی ما رو).خدایش یه عروس خوب؛خوشکل؛ ماه ودرجه یک داریم.
هر وقت هم که میریم خونه آرش اینا همش داره همون آهنگی که خودش میدونه گوش میده .
ای خدااااااااااااااااااااااااااااااا این آهنگو عوضش کن!!!! 
ما هر حرفی که می خوایم بزنیم در مورد ... چشماش می خواد از حدقه بزنه بیرون که مواظب خودتون باشین، هیچ کس حق نظر دادن نداره مخصوصاً تو این مورد.چند بار هم نزیک بود منجر به درگیری شدید بشه .
.
z.z این آرش دیگه بچم آخر عمری زده تو خط
البته ناگفته نمونه که ما هم خیلی خیلی خیلی دوسشون داریم و امید واریم به پای هم پیرش
.
بعداً هم بچه هاشون بیان بگن عمو عمو بدو بدو بازی کنن دنبال هم بزارن وخلاصه یک خانواده ی شلوغ وخوب.
(آرش میشه بابا ، ... میشه مامانی خوب).

مثل این دو تا نیست اصلاً
تا داستان بعد ..... .
--------------------------
مثل تو پیدا نمیشه تو رو می خوام همیشه
بیا تا با هم باشیم یک شب هزار شب نمیشه
دیگه تاقت ندارم یه لحظه راحت ندارم
تو بگو که جون می خوای والا شکایت ندارمممم
خواننده:آرش
-------------------------------------------------- -
از ... عزیز و از آرش جون معذرت خواهی میکنم ولی شرمنده باید تا آخرش بنویسم
چون بعد از 7 سال یک خاطره خوب میشه
به امید دیدار دوباره و ادامه داستان بعدی... .
(سارا جون وبلاگت خیلی قشنگه امید وارم موفق بشی قالبت هم آمده است بگو تا بهت بدم دختر عمه جون)
دوستدار شما
پوریا
بابای